|
از طریق فرم پایین صفحه ، نظر ، سؤال یا پیامتان را ارسال فرمایید
|
|
|
|
||||
|
اندیشه اسلامی (1) کاردانی به کارشناسی - بخش چهارم : مسأله شر ================================================================================================= 1-مسأله شر، صفات سهگانه خدا (علم، قدرت مطلق، خيرخواهي) را به چالش ميطلبد يعني اين سؤال كه اگر خداوند اين سه صفت را دارد چرا مانع پيشامدهاي ناگوار نميشود؟ 2-مفهوم شر و خير همچون مفهوم اختيار بديهي و روشن هستند. 3- شر، دو نوع است: الف )شر اخلاقي: نتيجه عامل انساني است مانند دزدي، قتل و غارت و جنگ. ب) شر طبيعي: بدون مداخله عامل انساني پديد ميآيد مثل زلزله، آتشفشان، سيل، طاعون و طوفان 4- نتيجه بررسي شرور طبیعی و اخلاقی : الف) از آن رو شر هستند كه موجب رنج و ناراحتي انسان ميشوند و اگر رنج و ناراحتي از آنها به انسان نرسد، شر نيستند. ب) اگر تفكر شخصي به گونهاي باشد كه امور شرورانه را عوامل تكاملساز بداند، شرّ معنا و مفهوم نمييابد. 5 - در بحث شر، انسان خود را محور قرار ميدهد يعني هر چه باعث زيان شود، شر ميپندارد و اگر در رسيدن به هدف او را ياري كند، خوب و خير ميشمارد. 6- راهحلهاي مسأله شر: 1-لازمه جهان مادي است 2- ناشي از آزادي انسان است 3- ناشي از جزئينگري است 4- ناشی از جهل انسان به خداست
الف) شر لازمه جهان مادی است 1- تنها شري كه ميتوان در عالم مجردات (فرشتگان) فرض كرد، محدوديت وجودي آنهاست ولي هيچ تضاد و تزاحمي با هم ندارند. 2- لازمه جهان مادي، محدوديت وجودي، تزاحم ، تنازع و تضاد است. 3- تزاحم و تضاد: مثال: وجود آتش در مجموع خير است و ميتواند مفيد باشد، اما گاه زيان نيز ميرساند و درد و رنج ميآفريند. 4- وجود جهان مادي كه تنازع و تزاحمي در آن نباشد، خلاف فرض است (خلاف اين اگر فرض شود آن موقع ديگر عالم مادي نخواهد بود) پس شر، لازمهي جهان مادي است. 5- فارابي می گوید : آفات و شروري كه عارض اشياي طبيعي ميشود{ مثلاً آتش اجسام را می سوزاند} ضروري عالم ماده و طبيعي است .عالم ماده نميتواند خير محض را بپذيرد. 6- برخی می گویند که چرا آتش به گونه ای آفریده نشده که دست و پای بی گناهان را نسوزاند؟ جواب : قدرت خدا به محالات ذاتيه (محالات عقلي) تعلق نميگيرد و اين عدم تعلق به دليل ناتواني خالق نيست بلكه به علت نقص فعل و عمل است (يعني امكان تحقق ندارد) 7- ترك خير كثير به دليل شر قليل، خود شر كثير محسوب ميشود .مثال : روا نيست كه خداوند از خلق آتش به دليل شر اندكي كه ممكن است داشته باشد اجتناب كند. 8- ملاصدرا در كتاب اسفار اربعه می نویسد : چون خداوند عالم، قادر و خيرخواه مطلق است، اگر امكان خلق چنين جهاني مادي بود (منظور جهان بدون شرور) آن را خلق ميكرد و چون خلق نكرده است، امكان وجود آن نبوده است. 9- بوعليسينا در كتاب الهيات شفا، مطرح كرده است كه خداوند عالمي را كه خير محض است پيش از عالم مادي آميخته با شرور ،خلق كرده است { منظور عالم مجردات است } اشکال کم تر بودن خیرات نسبت به شرور1-برخی گویند که خیرات عالم نسبت به شرور آن کم تر است2- پاسخ به این اشکال: 1- این نظر خلاف وجدان ادمی است ( قطعاً منافع آتش بیشتر از بدی های آن است ) 2-در همه این شرور آدمی خودرا ملاک قرار می دهد ( اگر این ملاک را کنار گذارد هیچ چیزی در عالم شر نیست ) 3- انسان با عقل خود می تواند به بسیاری از شرور فائق آید .بسیاری از زیانهای شرور طبیعی نتیجه عملکرد نادرست آدمیان است 4- انسان بسیار ی از امور را شر می پندارد به این دلیل که باعث مرگ او می شوند ( مثلاً تصادف و سیل و زلزله ) حال اگر مرگ را ورود به زندگی دیگر بداند بسیاری از آنها شر لحاظ نمی شوند . 5-ملاک سنحیدن خیرات با شرور ، کیفیت آنهاست نه کمیت ( مثال : قطعاً ارزش یک کیلو طلا بسیار بیشتر از خروارها سنگریزه است ) کما این که در روایات آمده که « لولاک لما خلقت الافلاک » اگر تو ( پیامبر اکرم ) نبودی ، جهان را خلق نمی کردم . ب) شر ناشی ازآزادی انسان است 1- برخي آدميان با اختيار خود، اعمال شرورانه انجام ميدهند كه لازمه اين اعمال، رنج و عذاب ديگران است. يعني شرورات انسان نيز ناشي از آزادي و اختيار اوست. 2- خدا می توانسته انسان را به دو گونه خلق کند: الف) انسان را بدون اختیار بیافریند تا هیچ گناهی مرتکب نشود. ب) مختار و آزاد بیافریند تا مراحل کمال و سعادت را با اختیار خود طی کند ( لازمه این گونه آفرینش است که برخی آدمیان به اعمال شرورانه روی آورند ) 3- حالت اول : مستلزم این است که انسان و اعمال او ارزشی نداشته باشد. 4- حالت دوم : خیرات فراوانی از گذر اختیار انسان عاید او می شود و انسان با اختیار ، بسیار بهتر از انسان بی اختیار است. 5- جواب به هاسپرز که معتقد است كه اين راهحل (منظور ناشي از آزادي انسان) فقط شرور اخلاقي را توجيه ميكند نه طبیعی را. الف) این راه حل شر اخلاقی را هدف گرفته است نه طبیعی را. ب) بسیار ی از شرور طبیعی ناشی از عملکرد نادرست انسانها و گناهان آنهاست . انسان می تواند با رفتار و کردار درست و استفاده از عقل خود بسیاری از شرور طبیعی را از راه خویش بردارد ( ساختن خانههاي مستحكم در برابر زلزله) 6- بسياري از گناهان بشر، شرور طبيعي را به دنبال دارد (با دوري از گناهان ميتوان از مصائب فراواني رها شد) كه آيه زير در اين خصوص است: «ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض...» 7- آيه «ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس...» * بيان ميكند كه اعمال انسان و گناهان او فساد و شرور به دنبال دارد. (مصيبت و بلا، نتيجه عمل انسان است.) 8- «و ما كنا معذبین حتي نبعث رسولاً» ما چنين نيستيم كه رسول نفرستاده بشر را عذاب كنيم. 9- پيام های آيه فوق : الف) خداوند كساني را كه حجت بر آنها تمام نشده عذاب نميكند (يا عذاب الهي كه ميتواند عذاب طبيعي هم باشد شامل كساني است كه با رسول خدا مخالفت كند و به اعمال نادرست دست زنند) ب) عذاب الهي ريشه در اعمال زشت و نادرست انسانها دارد 10- درباره درد و رنجی که از اعمال یک فرد به دیگری می رسد می توان گفت : الف) بسیاری از این درد و رنجها شر نیستند بلکه باعث تکامل و رشد اخلاقی برخی از افراد ستمدیده می شوند. ب) بسیاری از درد و رنجهایی که از ستمگران ناشی می شود ، نتیجه عملکرد خود مردم است ( آنها باید علیه ستمگران قیام نمایند آنگاه درد و رنجی نخواهد بود). * «ان ا... لا يغيرما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم»: خدا حال قومي را تغيير نميدهد، مگر آنان خود، حال خويش را تغيير دهند.
ج)شر ناشی از جزئی نگری است1- خدا از روي علم و حكمت نامتناهي، بهترين جهان ممكن را آفريده است كه هر چيز آن به جاي خود است. 2- انسان به دليل داشتن دانش اندك نميتوانددرباره جهان به درستي داوري كند. 3- آیات در خصوص اينكه ناخوش دانستن برخي امور ناشي از عدم شناخت جامع و كامل است یا به عبارتی همان جزئينگري و قضاوت سطحي و شتابزده «و عسي ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم...» و بسا چيزي را خوش نميداريد و آن براي شما خوب است و بسا چيزي را دوست ميداريد و آن براي شما بد است و خدا ميداند و شما نميدانيد. « فعسي ان تكرهوا شيئاً و يجعلالله فيه خيراً كثيراً»: پس چه بسا چيزي را خوش نميداريد و خدا در آن خیر فراوان قرار ميدهد. 4- سخن ملاصدرا در این خصوص : « فی انّ وقوع ما یعده الجمهورشروراً فی هذاالعالم قد تعلقت به الإراده الازلیه صلاحاً لحال الکائنات » درباره آنچه عموم مردم در این عالم شر می پندارند ولی اراده ازلی خداوند متعال آن را برای کائنات خیر می داند. 5- پس انسان می تواند به حسن و خوبی بسیار ی از امور آگاهی پیدا کند ولی اذعان به این احکام باعث نمی شود که خوبی و بدی این عالم را با علم اندک خود باز شناسد. د) شر ناشی از جهل انسان به خداوند است1- واجب الوجود باید تمام کمالات را دارا باشدآن هم به صورت وجوبی و ضروری .( از تمام جهات واجب الوجوداست ) 2- ماتصدیق کرده ایم که خالق جهان ، عالم ، قادر مطلق و خیر خواه محض است ولی وقتی با پدیده های ناخوشایندی مواجه می شویم برای رفع این مشکل دو فرضیه وجود دارد : الف) ابهام و ناخوشایندی ( مسأله شر ) ناشی از خالق است. ب) این ابهام و ناخوشایندی از ضعف علمی ماست. استدلال : فرضیه اول نادرست است زیرا : خالق جهان ، عالم ، قادر مطلق و خیر خواه محض است پس اثر چنین موجودی ، بی عیب و کامل است ، همه اجزای عالم حساب شده انتخاب شده اند و روابط میان پدیدارها از سر علم و خیر خواهی است. * علی (ع) : « دنیا پابرجا نمانده مگر بر آنچه خدا برای آن قرار داده از بخشش ها و آزمایش و پاداش روز رستاخیز و بر آنچه خواستند از آنچه می دانیم پس اگر چیزی از امور برتو مشکل شد {مپندار که از روی حکمت و مصلحت نبوده }آن را بر نادانی خود حمل کن ......» فوايد شرور در جهان: 1- لازمه ذاتی عالم ماده 2- علت شکوفایی استعدادها 3- عاملی برای بیداری از غفلت . 4- هدیه ی به بندگان خاص 5- آزمون الهی
الف) شرّلازمه جهان مادی است 1- اگر ویژگی های ذاتی عالم ماده ( تزاحم و تضاد ) وجود نداشت چیزی به نام عالم مادی وجود نداشت . 2- حکمت و لطف خدا ایجاب می کند که عالم مادی خلق شود زیرا خیر آن بیشتر از شر و نقص آن است. 3- ترک خیر کثیر به سبب شر قلیل ، خلاف حکمت و لطف الهی است .
ب) شرورعلت شکوفایی استعدادهای انسان است 1- بسياري از استعدادهاي انسان در سايه مواجهه با مشكلات، شكوفا ميشود. * آيه «فان مع العسر يسراً ان مع العسر يسراً»: پس همراه دشواري آسانی است * حضرت حضرت علی (ع) فرماید : « بدانید که شاخه درختی که در بیابان می روید ، سخت تر و پوست سبزه های خوش نما نازکتر و آتش گیاهان صحرایی افروخته تر و خاموشی آنها دیرتر است » 4- زيباييها جلوه خود را از زشتيها بر ميگيرند. اگر زشتي و بدي نبود، زيبايي و خوبي مفهوم نداشت.
ج) شرور و مشکلات عاملی برای بیداری از غفلت ( تنبه) است * آيه بیان می کند که سختی ها و مشکلات عاملی برای بیداری از خواب غفلت است : «و لنذيقنّهم من العذاب الادني دون العذاب الاكبر لعلّهم يرجِعون»: و قطعاً غير از عذاب بزرگتر (عذاب آخرت) از عذاب نزديكتر (عذاب دنيا) به آنان ميچشانيم اميد آنكه به سوي خدا باز گردند. د) شرورهدیه ی به بندگان خاص است1- خدا وقتی به بنده ای لطف ویژه ای دارد ، اورا گرفتار سختی می کند . 2- امام صادق (ع) :« چون خداوند بنده ای را دوست بدارد اورا در دریای سختی ها غوطه ور می سازد » و نیز فرماید : « پیامبران بیشتر از دیگر مردم به بلا دچار می شوند و سپس کسانی که بدیشان شبیه ترند ، هرچه شبیه تر بلا بیشتر » 3- « هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند »
ر) آزمون الهی( سنت ابتلاء ) 1- خداوند بندگانش را با سختی و مصیبت می آزماید تا مؤمنان راستین بازشناخته شوند. 2- خداوند همچنین برخی بندگان را در کوران رنج و مصیبت محک می زند تا خالص و ارزشمندتر گردند. «احسب الناس اَن يُتركوا اَن يقولوا آمنّا و هم لا يُفتَنون»: «و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمنّ ا... الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين»: ما كساني را كه پيش از آنان بودن آزموديم. بايد علم خدا درباره كساني كه راست ميگويند و كساني كه دروغ ميگويند تحقق يابد.
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:28 توسط خاک پای مهدی زهرا ( علیهماالسلام)
|
|
|||||
|
|||||