|
از طریق فرم پایین صفحه ، نظر ، سؤال یا پیامتان را ارسال فرمایید
|
|
|
|
||||
|
اندیشه اسلامي (1) کاردانی به کارشناسی - بخش دوم ( وجود خدا ) - مقدمه – استاد : محمد حسین خلجی ============================================================================================
الف) وجود خدا بديهي و بينياز از دليل است (امري فطري است). ب) وجود خدا بديهي نيست و نياز به استدلال و برهان دارد. ج) وجود خدا بديهي است اما وجود برهان و استدلال مايه تنبّه و توجّه به وجود خداست.
الف) أفي الله شكٌ فاطر السموات و الارض ب) فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرت الله التي فطر الناس علّيها
ج) روايت علّي (ع): اللهم خلقت القلوب علي ارادتك و فطرتَ العقول علي معرفتك
د) دعاي عرفه امام حسين (ع): توكي غايب بودهاي تا دليل و راهنما نياز داشته باشي و بر تو دلالت كند و كي دور بودهاي تا آثار ، ما را به تو برسانند. 4- پلانتینگا معتقد است که وجود خدا بدیهی است 5- کی یرکه گارد دانمارکی معتقد است که قبل از استدلال عقلی باید به وجود خداایمان آورد و هرگونه عقل ورزی و استدلال فلسفی در باب خدا بی فایده است 6- سه برهان در اثبات وجود خدا: فطرت، علّي و معلولي ( برهان وجوب و امکان) وبرهان نظم
بخش دوم – فصل اول : برهان فطرت بر وجود خدا
1- دو نوع راه شناخت خدا: سير آفاقي، سير انفسي (سنريهم آياتنا فيالآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق) 2- سير آفاقي: مشاهده مخلوقات و تدبّر در حدوث و امكان و نظم پديدهها و پي بردن به وجود خالق و مدبرّي دانا و توانا. 3- سير اَنفسي: با تأمّل و تفكر در خود در مييابيم كه نسبت به خدا شناخت قلبي و بي واسطه داريم (راه فطرت) 4- فَطَرَ: در اصل يعني آغاز و شروع به معناي خلق هم بكار رفته (چون خلق چيزي يعني ايجاد آن و آغاز وجود و تحقق شيء است) 5- فطرت: حالت خاصي از شروع وجود و آغاز (فطرت يعني نوع آفرينش) 6- ويژگيهاي امور فطري: الف) در همه انسانها فطرت وجود دارد. (هر چند كيفيت امور فطري از نظر شدت وضعف متفاوت است) ب) هميشه ثابت هستند (در تمام برهههاي تاريخ اقتضاي ثابت و يكساني دارند) ج) نياز به تعليم و تعلّم ندارند (آموزش و استدلال در جهت تقويت، يادآوري و جهت دادن به آنها است) 7- آيه «فطر الناس علیها لا تبديل لخلق الله» مربوط به ويژگي ب است. 8- امور فطري بر دو دسته هستند: الف) شناختهاي فطري، ب) اميال و گرايشات فطري كه مقتضاي آفرينش هر فردي است. 9- خداشناسي فطري: اگر نوعي شناخت خدا براي هر فردي ثابت باشد كه نيازي به آموزش و فراگيري ندارد. 10- خداپرستي فطري: گرايش به خدا را گويند. 11- انسانهاي عادي: از تلاش عقلاني براي شناخت خداي متعال يا تذكره پيامبران (مذكّرات) بينياز نيستند. دلیل نقلی و عقلی فطری بودن خداشناسی
الف) نقلی1- آیات و روایات مؤید فطری بودن خداشناسی است .2- انبیای الهی آمدند تا انسان ها را به تأمل در آفاق و انفس دعوت کنند و به این شناخت فطری باز گردانند.3- انبیاء آمدند تا بگویند « شما از وجود خدا آگاهید » ( نه این که بگویند خدا وجود دارد)« فذکّر انّما انت مذکر » پس تذکر بده که تو تنها ، تذکر دهنده هستی .4-« فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطرالناس علیهالا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکنّ الناس لا یعلمون » 4- امام علی (ع) : 1- فبعثَ فیم رسلَه و واترَ الیهم أنبیاء ه لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکّروهم منسیَّ نعمتِه : پس رسولانش را در میانشان گمارد و پیمبرانش را پیاپی فرستاد تا از آنان بخواهد حق میثاق فطرت را بگذارند و نعمتی را که فراموششان شده به یادشان آرند. 2- الحمدلله المُلهم عباده حمده و فاطرَهم علی معرفه ربوبیته : حمد و سپاس ویژه خدایی است که خودرا به بندگان الهام کرده و سرشت آنان را بر معرفت خود آفرید. 5-انسان ها ممکن است متعلق و مصداق مناسب و واقعی فطرت خودرا نشناسند و یا در مصداق حقیقی خطا نمایند پس پیامبران می کوشند تا متعلق حقیقی را به انسان بازشناسانند . 5- دو راه شکوفایی فطرت : الف) هرگاه انسان از همه جا قطع امید می کند به خدا رو می آورد : و إذا مسّکم الضرُّ فی البحر ضلّ من تدعون إلا ایّاه فلمّا نجّاکم الی البرّ أعرضتم و کان الانسان کفوراً : ب) توجه به مخلوقات و نظم حاکم بر آنها که از آن به آیات و مذکّرات یاد می شود : إفلا ینظرون الی الإبل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و...... ب) دلیل عقلی1- در فلسفه ثابت شده معلولی که دارای مرتبه ای از تجرد است ، نسبت به علت هستی بخش خود ( علت موجده) حضور و درجه ای از علم دارد 2- چون خدا علت العلل همه کائنات و مکوّنات از جمله نفس انسانی است و نفس که دارای مرتبه ای از تجرد است ، به خدا علم حضوری دارد یعنی همان معرفت فطری به خدا .
فطرت خداجويي و خداپرستی
بخش دوم –فصل دوم : برهان علّي و معلولي (اصل علّيت)
ب) غائي: انگيزه فاعل براي انجام كار است. ج) مادي: زمينه پيدايش معلول است و در ضمن آن باقي ميماند. د) صوري: صورت و فعليتي كه در ماده پديد آمده و منشأ آثار جديد ميشود.
اصل علیت1- اصل علیت بیان می کند که هر معلولی ذاتاً نیازمند علت است 2- اصل علیت اصلی بدیهی است و بر همه موجودات ( مادی و غیر مادی ) صادق است 3- مفاد اصل علیت این نسیت که « هر موجودی نیازمند علت است » 4- هاسپرز می گوید چون ما گفته بودیم که هر چیزی علتی دارد و اگر آن سخن صحیح باشد پس خدا هم باید علت داشته باشد (هاسپرز غافل بوده که موضوع اصل علیت موجود به طور مطلق نیست بلکه موضوع علیت ، موجود معلول و وابسته است )اثبات معلولیت علم1-ملاك احتياج معلول به علت، ضعف وجودي معلول است. (هر موجود فقير و ضعيفي نيازمند علت است) 2- آثار و نشانههاي ضعف مرتبه وجودي: 1. محدوديت زماني و مكاني 2. محدوديت آثار 3. وابستگي و تعلّق به غير 4. تغييرپذيري 5. فناپذيري 3- تغيير علامت فقدان و كمبود است و موجود متغير محتاج علتي است كه آن را از قوه به فعل برساند. 4- ممكنات سابقه و لاحقه نيستي دارند و اجزاي جهان به هم وابستهاند. 5- كلام علي (ع) در خصوص معلوليت عالم و فقر ذاتی معلول: كل قائم في سواه معلول. يعني هر چيزي غير از خدا معلول است. كل شيء قائم به يعني هر شيء به او قيام دارد (قيام ممكنات به واجب) ما سويالله متصف به صفات سلبي هستند (افول و زوال، سكون و حركت، محدوديت مكاني و زماني مثل و مانند داشتن و تغيير حالت و وضعيت و ...)امتناع دور وتسلسل در علل
ج) برهان نظم
آیات مربوط به برهان نظم : « إفلا ینظرون الی الإبل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و....» « إن فی خلق السموات و الارض لآیات للمؤمنین و فی خلقکم و ما یبثّ من دابّه آیات لقوم یوقنون واختلاف اللیل و النهار .......
ساختار مشترک برهان نظم1-برهان نظم دارای دو مقدمه است. 2-مقدمه اول برهان نظم (صغری): كاملاً حسي است و بيان ميكند كه در عالم پديدههاي منظم وجود دارد. 3- مقدمه دوم(کبری): عقلي است بيان ميكند كه: هر نظمي به ناظم حكيم، عليم و با شعور نيازمند است. نتيجه: عالم طبيعت بر اثر طرح و نقشه و تدبير ناظم حكيم و عليم پديد آمده است كه خداوند است. 4- برهان نظم از براهين عقلي اثبات وجود خداست نه حسي و تجربي. 5- هر نظمي بر اساس بداهت عقلي از ناظمي حكيم و عليم ناشي است. 6- تعريف نظم: گرد آمدن اجزاي متفاوت با كيفيت و كميت خاص در يك مجموعه به گونهاي كه همكاري و هماهنگي آنها هدفي معين و مشخص را دنبال ميكند. 7- سه عنصر سازنده اصلي مفهوم نظم: الف) طراحي و برنامهريزي دقيق، ب) سازماندهي حساب شده، ج) هدفمندي 8- سه تقرير ( صورت) برهان نظم: برهان هدفمندي (حكمت)- رهان نظم از موارد جزئی - برهان هماهنگي و وحدت در کل عالم
الف) برهان هدفمندی (حکمت) 1-موجودات عالم خود فاقد علم و آگاهي هستند. پس خدا آنها را به سوي غايت هدايت ميكند. 2-قرآن فرموده كه خدا با هدايت خويش چنان تدبير ميكند كه گياهان همواره ميوههاي گوارا توليد كنند.( حکمت ) 3-روايت امام علي (ع) درباره تقرير هدفمندي ( حکمت): « بيدك ناصيه كل دابه و اليك مصير كل نسمه » ب) برهان نظم از موارد جزئی
ج) برهان هماهنگی در کل عالم 1- این برهان بر هماهنگي و نظم كل عالم تأكيد دارد تا از اين طريق ناظم حكيم عليم را براي كل عالم اثبات نمايد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 2:20 توسط خاک پای مهدی زهرا ( علیهماالسلام)
|
|
|||||
|
|||||